اینجوریاس - تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 2:46
ببین دارم بهت میگم. اگه احترامم رو نگه داری احترامتو نگه میدارم. مثل تاج میذارمت رو سرم. ولی امان از روزی که احتراممو نداشته باشی، امان از روزی که حس کنم داری بهم بی احترامی میکنی، سگ در خونم هم حسابت
از دست دادنی ها... - تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 2:46
توییتر الان شبیه چند سال قبل بلاگفاست کلی دوست پیدا میکنی که اگه یه روز برن هیچ ردی از خودشون نمی ذارن. و چقدر از این دوست ها از دست دادیم... یکی از دوست داشتنی تر ها، گل گیسو بود، دانشجوی روانشناسی، که هنوز دلم براش تنگ میشه...
شاید یک قدم متفاوت... - تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 2:46
اون زمانی که دوست داشتم یکی تو زندگیم باشه و تنهاییهام رو باهاش تقسیم کنم کسی نبود. الان دارم از همه فرار میکنم. از همه آدمایی که میان تو زندگیم که بمونن. یه جوری باهاشون مقابله میکنم که بدونن زندگی م
راه خوب و بد رو تنها رفتیم و تنها میمونیم... - تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 2:46
ما که فراموش نمیکنیم ما که آدما رو دور نمیندازیم، ما که دلمون یه خونه متروکس، ما که میخوایم وقتی زنده ایم باشیم و وقتی مردیم فراموش بشیم که مبادا کسی با یاد ما آزرده خاطر بشه، ما دلمون تنگ میشه، خیلی هم تنگ میشه، اونقدر که دیگه کنترل دلمون دست خودمون نیست. کنترل اشکامون دست خودمون نیست. مایی که تنها...
کاش یکم از پیچیدگی ماجرا کم میشد... - تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 2:46
بعضی وقتا یه مسائلی برا تو اونقدر بزرگه که روانیت میکنه در حالیکه برا طرف مقابلت کاملا قابل درک و پذیرشه. اینکه سخن برا من خیلی مهمه و اگه نباشه ینی یه جای کار میلنگه و اینکه خود سخن باعث سوءتفاهم می
اولین کنسرتی که رفتم - تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 2:46
دیشب برا اولین بار رفتم کنسرت. قبلش دوستم پرسید چه حسی داری؟ گفتم معمولیم. گفت تو هم که همیشه بی حسی. دو ساعت ریتم گرفتیم و دست زدیم و جیغ کشیدیم و همخونی کردیم. تهش دوباره دوستم پرسید حالا حست چیه؟ گفتم عاااالی بود.xa0 خوش گذشت. شاد بودیم. زندگی رو بغل کردیم و دوباره انسان شدیم.xa0 هرچند آخرش یه دع...
؟ - تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 2:46
شب من سحر ندااااارد داری یه کاری انجام میدی که میدونی چند تا کار بهتر از اون رو میتونی انجام بدی. ولی مجبوری این کار رو انجام بدی. چرا؟ چون باید به یه جایی برسی؟ چون قول دادی؟ چون دنیا وادارت میکنه؟ چ
روح چیست؟ - تاریخ: 1396/12/3 ساعت: 15:12
بحث روح و تن مطرح شد سر کلاس. یکی گفت روح بدن رو قبول داره، نه روح و بدن! شاید راست میگهروح اون بخشی از وجود ما باشه که میتونه از مدار زمان خارج بشه... بحث زمان رو هم مطرح خواهم کرد :) Let's block ads! (Why?)
کجایید؟ - تاریخ: 1396/12/3 ساعت: 15:12
[unable to retrieve full-text content]کجایید ای رفیقان قدیمی؟ کجا؟xa0
من در آستانه بیست و یک سالگی - تاریخ: 1396/12/3 ساعت: 15:12
کی بود میگفت تنها بودن احساسات یه دختر رو خشک میکنه؟ من تنها بودم. تنها میرفتم بیرون. تنها میرفتم سینما. تنها بودم و به آدما لبخند می زدم.&
خودکشی - تاریخ: 1396/9/17 ساعت: 18:42
خودکشی در دانشگاه های سطح بالا علی رغم اینکه همه تصور میکنند که در اثر شکست های درسی و ضعف عاطفی و غیره و غیره انجام میشه، شاید بیشتر بخاطر وجود افراد عوضی، مغرور، وحشی و پرتوقع باشه.xa0 [ پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۶ ] [ 12:49 ] [ فائزه ] [ ]
تو را من چشم در راهم... تی ای جان - تاریخ: 1396/9/17 ساعت: 18:42
گویند که روزی دانشجویی بسیار مزاحم تی ای استاد میگشت و بسیار در تلگرام به او پیام میداد. تی ای خسته گشته و دیگر جواب وی را نداد. دانشجو از بس پشت لپتاپش منتظر جواب بود که پنداری تمام کار عالم نشستن برروی صندلی و انتظار کشیدن است. وی تمام مدت انتظار میکشد. نه تنها تی ای که هیچ کس دیگری یاد او نمیکند.
این طرح های لعنتی - تاریخ: 1396/9/17 ساعت: 18:42
[unable to retrieve full-text content]واقعا به نظرم زمانی که روی طرح ها میذارم، پرت ترین، حروم شده ترین و از دست رفته ترین زمانهاست.  خدایا کمک... 
دلتنگم و صد البته میل سخن هست.... - تاریخ: 1396/9/17 ساعت: 18:42
شده یه وقتایی دلتون بخواد یه نفر بیاد و باهاتون حرف بزنه؟مهم نیس کی باشه و چه نسبتی با هم دارین، فقط باشه. چند وقت پیش ،از اینکه مجبور باشم با یه نفرحرف بزنم متنفر بودم. ولی الان... دنبال موضوع میگردم که برم تو چت یه نفر شروع کنم باهاش صحبت کردن...xa0 امروز داشتم به این فکر میکردم که بچگی هام چقدر ب...
آدمای خاص - تاریخ: 1396/9/17 ساعت: 18:42
[unable to retrieve full-text content]بعضی وقتها آدم دوست دارن شبیه اون آدمی بشن که نمیتونن.  منم دوست دارم شبیه مربی ایروبیکی بشم که حتی نمیتونم حرکاتش رو تکرار کنم... 
شام امشب - تاریخ: 1396/9/17 ساعت: 18:42
هم اتاقیم تن ماهی جوشونده داره میخوره، بوش تو اتاق پیچیده و با خودم فکر میکنم چه خوب میشد اگه منم يه غذای گرم داشتم برا شام. حتی اگه یه تخم مرغ باشه که نیمرو کنم، سیب زمینی که آبپز کنم. یه چیز گرم. ولی تنها چیزی که دارم پنیره. نه اینکه ناراضی باشم و بگم مگه پنیر هم شد شام؟ نه، ولی آدم یه وقتایی دلش ...
دلتنگی... - تاریخ: 1396/8/30 ساعت: 3:02
[unable to retrieve full-text content]دلم تنگ شده. برا مامانم برا بابام .برا
یه حسی تو مایه های غروب جمعه... - تاریخ: 1396/8/28 ساعت: 1:26
انگار یکی یه گوشه دنیا باید باشه، یکی که باهاش بشه راحت حرف زد. بشه بی ترس حرف زد.... یکی که وقتی میگه داشتی شوخی میکردی؟ بگم نه... نه اینکه بگم آره ، فقط برا اینکه از دستش ندم... کاش میشد حرف دل رو به زبون آورد....
تولد... - تاریخ: 1396/8/28 ساعت: 1:26
واسطه طرف چهار گروه مختلف چهار بار تولد میگیرن. حالا تولد منو دو سه نفر به زور یادشونه. اینقدر برام تولد نگرفتن که یه بار به دوستم گفتم اصلا چیه این تولد؟ چرا جشن میگیرن؟xa0 [ شنبه بیستم آبان ۱۳۹۶ ] [ 18:59 ] [ فائزه ] [ ]
بی پولی - تاریخ: 1396/8/28 ساعت: 1:26
داری زندگیتو میکنی، درستو میخونی ، یهو به خودت میای و میبینی ای دل غافل! بیست سالم شده و دیگه روم نمیشه از بابام پول بگیرم، بیست سالم شده و هیچ کاری بلد نیستم که بتونم ازش پول دربیارم، هیچی از خودم ندارم. وام دانشجویی میگیری که حداقل یه ماه بتو