من تو این پروسه مردم و زنده شدم. بارها و بارها. ولی حرف رو گفتم، کامل نگفتم ولی بالاخره گفتم. هنوز مطمئن نیستم که برداشتش درست بوده از حرفم یانه، خوشحال شده از حرفم یا ناراحته.
چیزی که عذابم میده ندونستنه. اینکه نمیدونم در چه حالیه و چیزی که از دور ازش میبینم حال واقعیشه یا نه. میدونم کل این ماجرا یه چیز اشتباهه ولی دارم ادامش میدم چون قراره اونی نباشم که دل میشکنه. اونم قرار نیست آدمی باشه که دل میشکنه. این یعنی دو تا قربانی که نمیخوان نقششون رو از دست بدن.
و ینی ما تو این ماجرا گیر افتادیم...
برچسب:
نویسنده: امیر فدایی