
در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «هیسسس!» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. نمیتونم هیچ جایی بگمنمیدونم چراولی حرف تو گلوم میخشکهفرصتش که پیش میاد بگم استرس میگیرم، از عکس العملا میترسم، از حرفا میترسم، حتی از اینکه یه مشکلی پیش بیاد و نشه و خودمو سرزنش کنم که چون گفتم نشد هم میترسمخیلی وقته نمیتونم با کسی حرف بزنمخی...
ادامه مطلب
در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «عذابی از جنس خودم» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. برای یه کار اداری خواهرم به من وکالت داد.نمیخوام از جزئیاتش بگم ولی این دو روز اخیر احساس خیلی بدی داشتم. میدونی؟ مثلا اینکه نکنه من تموم عمرم تنها کار مفیدی که کرده باشم پادویی باشه؟ یا من اینقدر زندگی ای متعلق به خودم ب...
ادامه مطلب
در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «Doesn't matter how many times you told yourself you don't need anyone» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. I feel like I've lost all my friends. Nobody's here to comfort me. And tells me that I wouldn't be any less for them, doesn't matter what happens. ...
ادامه مطلب
یه سر رفتم به حساب توییترم سر زدم و دیدم اونجا چه درگیری ای بین مردم خودمونه، هر کی ناراحت بود از اتفاق اخیر اونایی که خوشحال بودن رو میکوبید و بلاک میکرد هر کی خوشحال بود، اونایی که ناراحت بودن رو! ت...
ادامه مطلب
پدر من هر روز از خونه میره بیرون، وقتی میاد خونه یه سری چیزایی که قابل خوردن هست با خودش میاره. و من بدون اینکه ببینم اون خوراکی رو دوست دارم یا نه، میرم سراغش.میدونی این به ظاهر یه لطفه برای کسی که دائم دنبال یه چیزی برا خوردن میگرده، در واقع برای کسی که درگیر پرخوری عصبی هست، این کار ینی تو میخوای خودتو بکشی، منم کمکت میکنم.و البته که هیچکس تو خونه متوجه نشده پرخوری های من عصبیه!...
ادامه مطلب
تو این روزا که همه نگرانیشون کروناس، دوست داشتم یکی بود که غیر از خودم که به این فکر میکرد الان وضعیت دندون من چی میشه و پس دیگه کی باید برم دندون پزشکی. باهام حرف میزد و بهم اطمینان میداد که چیزی نمیشه....
ادامه مطلب
نمیفهمم چجوری مردم میدونن برا ایندشون میدونن باید چیکار کننمن گفتم برم سر کار، گفتن برو درس بخونگفتم دری بخونم، دیدم پول ندارم، دیدم همه چیز که درس نیست، دیدم اینی که بره درس بخونه ادم خوشحالی نیستگفتم دنبال کار میگردم، درس هم میخونمدنبال کار میگردم جدیدا، هنوز پیدا نکردم، ولی امیدوارم پیدا کنمدرس رو نمیدونم چیکار کنم، خودمو نمیدونم چیکار کنمگیج گیج گیجم...
ادامه مطلب
روز خوبی نبوداصلا نبودحال دلم بد بودهنوزم یکم هستیکم ناامیدی، یکم تنفر از خود، یکم ترس از اونی که نزدیکتهیسری چیزا درد داره. خیلیا نمیفهمنمثل یه زخم کهنه که هی پانسمان میکنی و باز بعد یه مدت دهن باز...
ادامه مطلب
خواهرم همیشه یه شونه برا گریه هاش داشت. بعضی وقتا که با دخترای فامیل تنها حرف میزد، تنها، تو اتاق، من یهو میرسیدم و میدیدم چشماش خیسه از اشک. برعکس من، همیشه تنها بودم. اون موقع میگفتم چقدر گناه دار...
ادامه مطلب
یه مدت حالم حسابی گرفته بود. تنها چیزی که لازم داشتم یه آدم بود که باهاش حرف بزنم. اینو وقتی فهمیدم که یه آدم اومد حالمو پرسید. چیزی که لازم داشتم این بود که یکی دوستم داشته باشه، اینکه بهم بگه دوستم ...
ادامه مطلب
خواب دیدم دوستم ازدواج کردهتو جشنش من شاد نبودممثل همیشهاز برنامه ها عقب بودمکسی بهم گوش نمیدادکسی باهام حرف نمیزدتنهای تنهاو من خسته و غمگین و خیره به شاخه گل هایی که تو دستمهو فرصتی که برای تبریک پیش نمیاد......
ادامه مطلب
ببین دارم بهت میگم. اگه احترامم رو نگه داری احترامتو نگه میدارم. مثل تاج میذارمت رو سرم. ولی امان از روزی که احتراممو نداشته باشی، امان از روزی که حس کنم داری بهم بی احترامی میکنی، سگ در خونم هم حسابت...
ادامه مطلب
توییتر الان شبیه چند سال قبل بلاگفاست کلی دوست پیدا میکنی که اگه یه روز برن هیچ ردی از خودشون نمی ذارن. و چقدر از این دوست ها از دست دادیم... یکی از دوست داشتنی تر ها، گل گیسو بود، دانشجوی روانشناسی، که هنوز دلم براش تنگ میشه......
ادامه مطلب
ما که فراموش نمیکنیم ما که آدما رو دور نمیندازیم، ما که دلمون یه خونه متروکس، ما که میخوایم وقتی زنده ایم باشیم و وقتی مردیم فراموش بشیم که مبادا کسی با یاد ما آزرده خاطر بشه، ما دلمون تنگ میشه، خیلی هم تنگ میشه، اونقدر که دیگه کنترل دلمون دست خودمون نیست. کنترل اشکامون دست خودمون نیست. مایی که تنها تو یه گوشه افتادیم و انگار نه انگار وجود داریم....
ادامه مطلب
بعضی وقتا یه مسائلی برا تو اونقدر بزرگه که روانیت میکنه در حالیکه برا طرف مقابلت کاملا قابل درک و پذیرشه. اینکه سخن برا من خیلی مهمه و اگه نباشه ینی یه جای کار میلنگه و اینکه خود سخن باعث سوءتفاهم می...
ادامه مطلب
فقط خدا میدونه هر دفعه موقع برگشت به خوابگاه چقدر پیر میشیم......
ادامه مطلب
یکی از دوستان اسم خودشو تو موبایلم گوگولی مگولی ذخیره کرده بود.اسمشو به حالت اولیه درآوردم ولی هرجا واژه گوگولی مگولی میبینم جیغ میزنم... [ پنجشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۶ ] [ 7:36 ] [ فائزه ] [ ] ...
ادامه مطلب
تا حال شده کلیدتون رو نفرین کرده باشین؟ من اینکار رو کردم . کلیدم گم شده بود.در واقع تو کیفم قایم شده بود. پشت در بودم و برای پیدا کردنش کل محتویات کیفم رو خالی مردم. ولی خودش رو نشون نداد. نفرینش کردم. گفتم شکستتو پیدا کنم. ولی سالم پیدا شد. ای کاش واقعا گم شده بود.حداقل یک هفته پیداش نمی شد. از همه تنفر پیدا کردم که این ینی از خودم خیلی بیشتر از هر چیزی متنفر بودم. فقط چون اون کلید لعنتی رو پیدا نکردم. میخوام مجازاتش کنم. ولی نمیدونم چجوری؟ واقعا چجوری میشه یک کلید رو مجازات کرد؟...
ادامه مطلب
کارهایی که دوست ندارم انجام نمیدم، مگر اینکه بخوام از دنیای آدمهای اطرافم جدا بشم... برا همینه وقتی ظرف میشورم دو سه تا همسایه اینور تر و اونور تر صدای برخورد ظرف ها رو میشنون......
ادامه مطلب
من در خواب نگران سفر تورنتو خودم بودم و مردم در واقعیت نگران حمله تروریستی تهران... التماس دعا...
ادامه مطلب