خرید بک لینک

قطع ارتباطم با ادما باعث شده اصلا دوست نداشته باشم کسی منو ببینه. اینجوری که اگه بهم بگن بیا بریم بیرون، دلم میخواد خودمو تو دیوارای خونه قایم کنم تا منو نبرن بیرون، یا وقتی مهمون میاد یه سلام کنم و برگردم به اتاق، نه اینکه کار داشته باشم ها، نه، فقط نمیخوام کنار آدما بشینم و باهاشون ارتباط برقرار کنم. مهمونی هم دوست ندارم برم، حتی دوستای راهنماییم رو دوست ندارم ببینم.

قطع اینترنت و از بین رفتن ارتباطم با دوستای مجازیم هم باعث شده الان نتونم برگردم سمتشون، راستش ازشون میترسم. شایدم از خودم و رفتارم میترسم.

اینکه دیگه به خودم اعتماد ندارم و از سلیقه خودم میترسم هم یه بحث دیگس، اینکه خودمو قایم میکنم شاید برای اینه که خودمو گم کردم، دستامو نگاه میکنم و نمیدونم دستای کیه؟ صبح ها بیدار میشم و به زور خودمو میخوابونم که رویا ادامه داشته باشه، زندگی ادامه داشته باشه، من ادامه داشته باشم.

برچسب: نویسنده: امیر فدایی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 21:47

صفحه بندی