یه استادی داریم که برای یه سری ها اونقدر وقت میذاره که همه سوالاتشون پاسخ داده میشه، به ما می رسه میشه عین کش تنبون، سوالمون تموم نشده این رفته! از یه لحاظ خوشحالم اینجوری میکنه. حداقل مطمئن میشم اطرافیانم حس من وقتی منو نادیده میگیرن تجربه کردن.
وقتی سوال میپرسم کسی جواب نمیده، حرف میزنم کسی گوش نمیکنه، من سوال میپرسم به یکی دیگه جواب میده. و این حرف ها...
من اینا رو اینجا می نویسم که از وجودم خارجشون کنم. اینا چیزایی هستن که نباید برام بمونن. باید تغییرش بدم. برسم به جایی که حرفم کاملا شنیده و فهمیده بشه.
برچسب:
نویسنده: امیر فدایی