
مینا تو خونشون تقریبا زندونیه، ولی وقتی میره بیرون ماشین زیر پاشه. ولی پشت فرمونه اعتماد به نفسش غوغا میکنههنوز کلی شور داره و کار میکنه و یاد میگیره، به همه چیزایی توجه میکنه که شاید هیچ ربطی بهش ند...
ادامه مطلب
خواهرم همیشه یه شونه برا گریه هاش داشت. بعضی وقتا که با دخترای فامیل تنها حرف میزد، تنها، تو اتاق، من یهو میرسیدم و میدیدم چشماش خیسه از اشک. برعکس من، همیشه تنها بودم. اون موقع میگفتم چقدر گناه دار...
ادامه مطلب
خواب دیدم دوستم ازدواج کردهتو جشنش من شاد نبودممثل همیشهاز برنامه ها عقب بودمکسی بهم گوش نمیدادکسی باهام حرف نمیزدتنهای تنهاو من خسته و غمگین و خیره به شاخه گل هایی که تو دستمهو فرصتی که برای تبریک پیش نمیاد......
ادامه مطلب
روزی که اکانت توییترم رو راه انداختم گفتم حرفای کوتاه رو اونجا میزنم، حرفای بلند رو میارم اینجا. ولی به جای اینکه حرفهام دسته بشه، کوتاه شد، اینقدر کوتاه همش همونجا گفته بشه و چیزی برا وبلاگ نمونهولی میام اینجا، چون اونجا چند نفر منو میشناسن، میام اینجاچون اونجا تا الان خیلی زیاد روضه خوندم و دیگه بعضی وقتا خودم خجالت میکشم. میام، اینجا خونه قدیمی منه، دیر به دیر، ولی یادم نمیره اینجا رو...
ادامه مطلب
ببین دارم بهت میگم. اگه احترامم رو نگه داری احترامتو نگه میدارم. مثل تاج میذارمت رو سرم. ولی امان از روزی که احتراممو نداشته باشی، امان از روزی که حس کنم داری بهم بی احترامی میکنی، سگ در خونم هم حسابت...
ادامه مطلب
هم اتاقیم تن ماهی جوشونده داره میخوره، بوش تو اتاق پیچیده و با خودم فکر میکنم چه خوب میشد اگه منم يه غذای گرم داشتم برا شام. حتی اگه یه تخم مرغ باشه که نیمرو کنم، سیب زمینی که آبپز کنم. یه چیز گرم. ولی تنها چیزی که دارم پنیره. نه اینکه ناراضی باشم و بگم مگه پنیر هم شد شام؟ نه، ولی آدم یه وقتایی دلش یه چیز دیگه میخواد. تو این هوا یه سوپ یا آش داغ واقعا میچسبه. کیه که اینو انکار کنه؟ [ چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۶ ] [ 20:9 ] [ فائزه ] [ ] ...
ادامه مطلب
بعضی وقتها فکر میکنم دیگه ممکن نیست تو کاری بهترین باشم، یا حتی در حد قابل قبولی خوب باشم. احساس بی عرضه بودن بدجوری تو وجودم رخنه کرده. برای این حس لعنتی همین بس که از راهنمایی به بعد عالی نبودم. خوب بودم. تو دبیرستان متوسط و دانشگاه ضعیف. انگار یه سیر نزولی داشتم از یه آدم مفید و زرنگ به یه آدم خنگ و بی فایده. یکی که شاید بهتر باشه تو حاشیه زندگی بقیه سگ دو بزنه تا اینکه تو متن زندگی خو...
ادامه مطلب
ساقیا آمدن عید مبارک بادت وان مواعید که کردی مرود از یادت خواجه حافظ شیرازی عید مبارک...
ادامه مطلب
بعضی وقتها فکر میکنم دیگه ممکن نیست تو کاری بهترین باشم، یا حتی در حد قابل قبولی خوب باشم. احساس بی عرضه بودن بدجوری تو وجودم رخنه کرده. برای این حس لعنتی همین بس که از راهنمایی به بعد عالی نبودم. خوب بودم. تو دبیرستان متوسط و دانشگاه ضعیف.انگار یه سیر نزولی داشتم از یه آدم مفید و زرنگ به یه آدم خنگ و بی فایده. یکی که شاید بهتر باشه تو حاشیه زندگی بقیه سگ دو بزنه تا اینکه تو متن زندگی خودش بدرخشه. چون عرضه درخشیدن نداره. برای فهمیدن اینکه نسبت به من کجای کارید، اگه میتونید یه ماشین رو درست برونید از من خیلی جلوترید... خیلی... ...
ادامه مطلب
اولین امتحان، دانش خانواده و جمعیت، درسی که تو دبیرستان تو دو فصل کل کتاب رو خوندی بودیم، اونم در شرایطی که تقریبا کل کتاب رو باید میخوندم. و همه میگفتن آسونه و بیست میشی. واقعا دیگه نمیتونم بخونم. درسم رو خونده بودم ولی ولی ولی، لعنتی سر امتحان یادم نمیومد... انگار نه انگار... نشستم کلی به برگه نگاه کردم. به 15 نمره رسوندم و گفتم به درک... برگه رو دادم....خدایا امتحانات رو از زمین محو کن.... ...
ادامه مطلب
فکر کن کلی بگردی دنبال یه وبلاگ قدیمی که تو یه سرویس دیگه ایجاد کردی، از آخر هم پیداش نکنی..... بسیار خسته گشتم......
ادامه مطلب
گاهی میخواهم دست و پاهایم را از اتفاقات این دنیا جدا کنم. بنشینم روی کاناپه و چشم هایم را ببندم و بی خیال همه دنیا نفسی تازه کنم. بعد دوباره با انرژی بلند شوم و دنیایم را از نو بسازم. ...
ادامه مطلب
تو تلویزیون تبریک عید میگن در حالیکه هنوز اعلام نکردن که ماه رویت شده. من : مامان! مگه ماه رویت شد؟ مامان: نه هنوز، ولی از زیر سنگ هم شده ماه رو پیدا می کنن. بعد چند دقیقه: - مامان! ماه رویت نشد؟ + هنوز که چیزی نگفتن. ولی به زودی رویت میشه... میرم بیرون و برمیگردم. -مامان! الان که باید اعلام کنن که ماه رویت شد. من رفتم بیرون ! نکنه منو ندیدن + عهههه؟ نه بابا! پررو! ساعت حدود ده، یه دفعه فیلم برادر قطع میشه و دعای عید پخش میشه... من: بالاخره ماه رویت شد. عیدتون مبارک... التماس دعا...
ادامه مطلب
- دیگه این چیزا از سن من گذشته. + ینی چی از من گذشته ؟ مگه تو چند سالته؟ هنوز 19 سالته... - من فقط 19 ساله که به دنیا اومدم، به اندازه یه دختر بچه 9 ساله تجربه دارم و به اندازه یه زن 90 ساله ناامیدی......
ادامه مطلب