یک مشت رنگ صورتی

متن مرتبط با «لبخند تو» در سایت یک مشت رنگ صورتی نوشته شده است

انگار واقعا فقط بهر تماشای جهان آمده ایم در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، هر آنچه باید درباره «انگار واقعا فقط بهر تماشای جهان آمده ایم» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. نمیدونم چرا ولی حوصله هیچ چیز رو ندارم.همه راه ها بن بست و همه مسیرها خسته کنندست.هیچ چیز لذت بخش نیست. و همه چیز فقط هست تا آزار دهنده باشه.وقتی می‌خوام بنویسم، نمیدونم چی بنویسم و وقتی میدونم چی میخوام بنویسم ح...

    ادامه مطلب
  • یک بخش جدید تو زندگی در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، هر آنچه باید درباره «یک بخش جدید تو زندگی» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. همه فکر میکنن من مسخره بازی در میارم وقتی میگم حضور بین آدما منو مضطرب می‌کنه ولی هیچوقت سعی نمیکنن درک کنن. من از دیدن آدما و حرف زدن باهاشون میترسم چون مضطربم میکنن. باید صورتم رو ببینید که از اضطراب چه بلایی سرش اومده....

    ادامه مطلب
  • یک بخش جدید تو زندگی

  • نیلوبلاگ

    همه فکر میکنن من مسخره بازی در میارم وقتی میگم حضور بین آدما منو مضطرب میکنه ولی هیچوقت سعی نمیکنن درک کنن. من از دیدن آدما و حرف زدن باهاشون میترسم چون مضطربم میکنن. باید صورتم رو ببینید که از اضطراب چه بلایی سرش اومده. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • تو نشسته ای کجای ماجرا؟

  • نیلوبلاگ

    وسط تحویل، به این فکر میکنی قراره بعدا چی بشه؟هیچوقت نفهمیدم کدوم قسمت زندگی مهمتره! درس بخونم که به یه درجه علمی برسم؟ کار کنم که به یه موقعیت خوب اجتماعی برسم؟ در شرایطی که فکر میکنم باید صبر کنم یا...

    ادامه مطلب
  • تو را من چشم در راهم... تی ای جان

  • نیلوبلاگ

    گویند که روزی دانشجویی بسیار مزاحم تی ای استاد میگشت و بسیار در تلگرام به او پیام میداد. تی ای خسته گشته و دیگر جواب وی را نداد. دانشجو از بس پشت لپتاپش منتظر جواب بود که پنداری تمام کار عالم نشستن برروی صندلی و انتظار کشیدن است. وی تمام مدت انتظار میکشد. نه تنها تی ای که هیچ کس دیگری یاد او نمیکند. ...

    ادامه مطلب
  • یه حسی تو مایه های غروب جمعه...

  • نیلوبلاگ

    انگار یکی یه گوشه دنیا باید باشه، یکی که باهاش بشه راحت حرف زد. بشه بی ترس حرف زد.... یکی که وقتی میگه داشتی شوخی میکردی؟ بگم نه... نه اینکه بگم آره ، فقط برا اینکه از دستش ندم... کاش میشد حرف دل رو به زبون آورد.... ...

    ادامه مطلب
  • تولد...

  • نیلوبلاگ

    واسطه طرف چهار گروه مختلف چهار بار تولد میگیرن. حالا تولد منو دو سه نفر به زور یادشونه. اینقدر برام تولد نگرفتن که یه بار به دوستم گفتم اصلا چیه این تولد؟ چرا جشن میگیرن؟ [ شنبه بیستم آبان ۱۳۹۶ ] [ 18:59 ] [ فائزه ] [ ] ...

    ادامه مطلب
  • لبخند

  • نیلوبلاگ

    لبخند بزن. رو میزان علاقه دیگران به تو خیلی اثر داره. نخندیدن حس نفرت به تو رو زنده میکنه،تقویتش میکنه و یه غول گنده از نفرت تو دل خیلی ها رشد میکنه. لبخند زدن تو رو قوی تر، زیبا تر و با شخصیت تر جلوه میده......

    ادامه مطلب
  • تو باید بزرگ بشی...

  • نیلوبلاگ

    همه چیز از وقتی شروع میشه که باید تصمیم بگیری و پای خوب و بد تصمیمت وایستی و پدرت در بیاد......

    ادامه مطلب
  • تا جایی که بتونم این خواهش رو میذارم

  • نیلوبلاگ

    میدونم با گفتن و خواهش من شاید تغییرات خیلی کمی حاصل بشه، یا اصلا فایده ای نداشته باشه، ولی وظیفه خودم دونستم که دوباره خواهش کنم : لطفا مودب باشیم....

    ادامه مطلب