
روزی که اکانت توییترم رو راه انداختم گفتم حرفای کوتاه رو اونجا میزنم، حرفای بلند رو میارم اینجا. ولی به جای اینکه حرفهام دسته بشه، کوتاه شد، اینقدر کوتاه همش همونجا گفته بشه و چیزی برا وبلاگ نمونهولی میام اینجا، چون اونجا چند نفر منو میشناسن، میام اینجاچون اونجا تا الان خیلی زیاد روضه خوندم و دیگه بعضی وقتا خودم خجالت میکشم. میام، اینجا خونه قدیمی منه، دیر به دیر، ولی یادم نمیره اینجا رو...
ادامه مطلب
کارهایی که دوست ندارم انجام نمیدم، مگر اینکه بخوام از دنیای آدمهای اطرافم جدا بشم... برا همینه وقتی ظرف میشورم دو سه تا همسایه اینور تر و اونور تر صدای برخورد ظرف ها رو میشنون......
ادامه مطلب