یک مشت رنگ صورتی

متن مرتبط با «این» در سایت یک مشت رنگ صورتی نوشته شده است

اینا رو از جلو چشم من جمع کن!

  • نیلوبلاگ

    پدر من هر روز از خونه میره بیرون، وقتی میاد خونه یه سری چیزایی که قابل خوردن هست با خودش میاره. و من بدون اینکه ببینم اون خوراکی رو دوست دارم یا نه، میرم سراغش.میدونی این به ظاهر یه لطفه برای کسی که دائم دنبال یه چیزی برا خوردن میگرده، در واقع برای کسی که درگیر پرخوری عصبی هست، این کار ینی تو میخوای خودتو بکشی، منم کمکت میکنم.و البته که هیچکس تو خونه متوجه نشده پرخوری های من عصبیه!...

    ادامه مطلب
  • اینجوریاس

  • نیلوبلاگ

    ببین دارم بهت میگم. اگه احترامم رو نگه داری احترامتو نگه میدارم. مثل تاج میذارمت رو سرم. ولی امان از روزی که احتراممو نداشته باشی، امان از روزی که حس کنم داری بهم بی احترامی میکنی، سگ در خونم هم حسابت...

    ادامه مطلب
  • این طرح های لعنتی

  • نیلوبلاگ

    واقعا به نظرم زمانی که روی طرح ها میذارم، پرت ترین، حروم شده ترین و از دست رفته ترین زمانهاست.  خدایا کمک... ...

    ادامه مطلب
  • این درد رو به کجا ببرم؟

  • نیلوبلاگ

    فکر کن دوستت از اینکه استاد هر دوتون رو با ده پاس کرده ناراحت بشه. فقط برا اینکه به تو سه نمره اضافه کرده به اون دو نمره. آدما به کجا کشیده میشن که مقدار مساوی نمره گرفتن اینقدر براشون از پاس شدن دوستشون مهم تر میشه؟ ما کجا اشتباه کردیم؟ واقعا این نمره چیه؟ ...

    ادامه مطلب
  • این درد رو به کجا ببرم؟

  • نیلوبلاگ

    فکر کن دوستت از اینکه استاد هر دوتون رو با ده پاس کرده ناراحت بشه.فقط برا اینکه به تو سه نمره اضافه کرده به اون دو نمره. آدما به کجا کشیده میشن که مقدار مساوی نمره گرفتن اینقدر براشون از پاس شدن دوستشون مهم تر میشه؟ ما کجا اشتباه کردیم؟ واقعا این نمره چیه؟ ...

    ادامه مطلب
  • امتحانات، این عذاب های الیم...

  • نیلوبلاگ

    اولین امتحان، دانش خانواده و جمعیت، درسی که تو دبیرستان تو دو فصل کل کتاب رو خوندی بودیم، اونم در شرایطی که تقریبا کل کتاب رو باید میخوندم. و همه میگفتن آسونه و بیست میشی. واقعا دیگه نمیتونم بخونم. درسم رو خونده بودم ولی ولی ولی، لعنتی سر امتحان یادم نمیومد... انگار نه انگار... نشستم کلی به برگه نگاه کردم. به 15 نمره رسوندم و گفتم به درک... برگه رو دادم....خدایا امتحانات رو از زمین محو کن.... ...

    ادامه مطلب
  • تا جایی که بتونم این خواهش رو میذارم

  • نیلوبلاگ

    میدونم با گفتن و خواهش من شاید تغییرات خیلی کمی حاصل بشه، یا اصلا فایده ای نداشته باشه، ولی وظیفه خودم دونستم که دوباره خواهش کنم : لطفا مودب باشیم....

    ادامه مطلب